___ روز ولنتاین ____

بدون شرح ![]()
"اموزش کاربردی"کدجاوا اسکریپ"موبایل"
اگر باد بودم مي وزيدم،
اگر ابر بودم مي باريدم،
اگر مهر بودم مي تابيدم،
اگر خدا بودم مي آفريدم تا بداني دوستت دارم ....
اگر ابر بودي به انتظار اشکت مي نشستم،
اگر مهر بودي در پرتو ات خود را گرم مي کردم،
اگر باد بودي چون برگ خزان خود را بدستت مي سپردم،
اگر خدا بودي به تو ايمان مي آوردم تا بداني دوستت دارم،
اگر هيچ بودي از تو ابر سپيدي مي ساختم،
از تو خورشيد با شکوهي بوجود مي آوردم،
تو را نسيم ملايمي مي کردم
از تو خدايي بزرگ مي ساختم،
تا بداني که فقط تو را دوستت دارم....
دوست دارم
نیستی در کنارم تا حرفهای دلم را رو در رو برایت بازگو کنم
و من بایست هر شب، خسته از گذشت روز،
خمیده از خستگی ها، بی تاب از خمودگی ها
و رنجور ازبی تابی ها و رنجیده از غریبه ها بنشینم
و برایت سخنان شیرین بنویسم.
هیچ کس نیست که بداند در دلم چه می گذرد.
اگر می بینی می نویسم و می نویسم و به نوشتن
ادامه می دهم از آن روست که می دانم تو می خوانی.
می دانم تو هستی و تو می بینی
و می شنوی.
می دانم که تو در کنار منی.
شاید نه در فاصله ای نزدیک اما لاقل آنقدر که ... .
اصلا مهم نیست. کافی است لبخندی از تو
و یا حتی گوشه چشمی را در ذهن مرور کنم.
می توانم ساعتها بنویسم و برای همین است
که می گویم اینها همه از سر عاشقی است
مي نويسم براي تويي كه به اميد دوباره ديدنت زنده ام
پس نازنينم زودتر بيا...
امروز نمي دونم از چي بنويسم به دنبال بهونه اي هستم
تا باز هم مثل هميشه از تو بنويسم
ولي هرچه فكر مي كنم بهونه اي به ذهنم خطور نمي كنه
پس بي بهونه مي گم دوستت دارم دلم برات تنگ شده
كاش سرنوشت كمي دست از لجبازي برمي داشت و من باز مي ديدمت
هرچند اگر تمام عمر هم چشمان تو را به نظاره بنشينم براي من كم است
ولي لحظه اي ديدن تو مي تونه دلمو تا مدتي آروم كنه
مي دانم سرنوشت اين بار قصد مغلوب كردن منو داره
ولي فرياد مي زنم كه همه بشنوند اين بار با دفعه قبل فرق داره
مي خوام همه بدونند كه من لذت تنهايي رو
به تمام لذت هاي بدون تنهايي خود ترجيح مي دم
و به قول شاعر : تنهايي گرچه كشنده است واسه من خيلي عزيزه
مي خواهم تنهايي ام را تنها با تو قسمت كنم
تويي كه خود اين تنهايي رو به من هديه دادي