تبليغاتX
˙·▪●وبلاگ اختصاصی بابک●▪·˙

˙·▪●وبلاگ اختصاصی بابک●▪·˙

"اموزش کاربردی"کدجاوا اسکریپ"موبایل"

عشق دلیل زندگی است

یادت نره دوست دارم

" عشق "برترین احساس ، اشتیاقی عالمگیر ، نیرویی بس عظیم و شوری شگفت انگیز است .

" عشق " دوری جستن از آزردن دیگران ، دوری جستن از شکل دلخواه خود را به او دادن ، دوری جستن از تسلط بر او و دوری جستن از فریب دادن اوست .

" عشق " درک یکدیگر ، شنیدن حرف یکدیگر ، پشتیبانی از یکدیگر و شاد بودن در کنار یکدیگر است .

" عشق " بهانه ای برای عدم پیشرفت ، بهانه ای برای بهتر نشدن ، بهانه ای برای کوچک نمودن آرزوها و بهانه ای برای اعتماد بیجا به دیگری نیست .

" عشق " صداقت کامل داشتن با هم ، رویاهای هم را سهیم بودن ، تلاش در رسیدن به هدف های مشترک و بر دوش گرفتن عادلانه مسئولیت هاست .

در این دنیا همه می خواهند عاشق باشند . " عشق " احساسی نیست که بتوان آن را ساده انگاشت ! " عشق " احساسی است که باید آن را گرامی داشت ، به بار آورد و از آن مراقبت کرد .

زیرا " عشق دلیل زندگی است  " .

"سوزان پولیس شوتز "

+ نوشته شده در  ساعت 2:5 بعد از ظهر  توسط بابک   | 

___ امید ___

تنها

چشم هايم را مي بندم

و سياهي ميهمان خانه چشمانم مي شود!

آرام،...آرام گم مي شوم

و هيچكس سراغی نمی گیرد از تنهاییم ،

سفر مي كنم در تاريكي ،تا بيابم خويش را

آخر دير گاهي است كه من رهسپار تاريكيم!

خوب مي گردم تمام حجم تاريكي را

                                 و سراغي نمي يابم از گم گشتگي ام،                             

     كلافه مي شوم،

                                    نا خواستني و پير مي شوم                                  

                     و تا معتاي نبودن پيش مي روم،                       

وتا مي خواهم كه نباشم،

غرشي  هم گام با حقيقت

نعره مي زند بر سرم كه اي «مرد»،

باز كن چشمانت را،

كه حقيقت پشت تاريكي ها نيست...!

چشمان تو تاريكند،

باور چشمانت را از عادت تكرار تهي ساز.........!

چشمانم تهي مي شوند از عادت تكرار

و باور مي كنم

تا حقيقت فاصله اي نيست!

وفرياد ميزنم ،الهي اميد،الهي اميد،اميد،اميد..

+ نوشته شده در  ساعت 1:53 قبل از ظهر  توسط بابک   | 

__ به یادت هست __

عشق

نمی دانم کدامین روی
نمی دانم کدامین بوی
نمی دانم کدامین سوی
مرا با شوق و بیتابی همراه خود می برد
و آن سان که من غرق در افکار بی رحم جدایی
زیر اشکهایم جان می سپردم
و تو آرام در بستر رویاهای من بی خیال از مردنم
آرام می راندی و با پلک فرو بسته تاب می خوردی
من در درون خود چیزی یافتم
چیزی که مرا خواند
چیزی که تو را راند
و مرا از آن خواب آشفته رهانید
نگاهم، صدایم هر جا که باشد سپاس و شکر دانش شد
و از این ذهن بی تابم تو را برد
خودم را برد
تمام هستی ام را برد
آری هستی پوچی که می انگاشتم تمام وجودم بود
وجودی که تو فاتحش بودی
وجودی که تو عاشقش بودی
به یادت هست...!!!
آری بهترینم
در زمستانی که از سوز جدایی تمام زندگی یخ زد
صدایم مرد
نگاهم مرد
و من در بهاری نو شکفتم باز

+ نوشته شده در  ساعت 10:40 قبل از ظهر  توسط بابک   | 

پریدند و رفتند

 
 
 
 
روزي كه
اشك هاي تو،
در خانه دلم
جاسوس شدند
تمام گنجشكانِِ خنده ي من
از روي ايوانِ سر مستِ دلم
پريدند و رفتند!
پريدند و رفتند!
پريدند و رفتند...
+ نوشته شده در  ساعت 10:43 قبل از ظهر  توسط بابک   | 

___ دوست دارم ___

دوست دارم  

اگر باد بودم مي وزيدم،

اگر ابر بودم مي باريدم،

اگر مهر بودم مي تابيدم،

اگر خدا بودم مي آفريدم تا بداني دوستت دارم ....

اگر ابر بودي به انتظار اشکت مي نشستم،

اگر مهر بودي در پرتو ات خود را گرم مي کردم،

اگر باد بودي چون برگ خزان خود را بدستت مي سپردم،

اگر خدا بودي به تو ايمان مي آوردم تا بداني دوستت دارم،

اگر هيچ بودي از تو ابر سپيدي مي ساختم،

از تو خورشيد با شکوهي بوجود مي آوردم،

تو را نسيم ملايمي مي کردم

از تو خدايي بزرگ مي ساختم،

تا بداني که فقط تو را دوستت دارم....

دوست دارم

+ نوشته شده در  ساعت 9:46 بعد از ظهر  توسط بابک   | 

___ قصه بی پایان عشق ___

 

قصه بی پایان عشق  

نیستی در کنارم تا حرفهای دلم را رو در رو برایت بازگو کنم

و من بایست هر شب، خسته از گذشت روز،

خمیده از خستگی ها، بی تاب از خمودگی ها

و رنجور ازبی تابی ها و رنجیده از غریبه ها بنشینم

و برایت سخنان شیرین بنویسم.

هیچ کس نیست که بداند در دلم چه می گذرد.

اگر می بینی می نویسم و می نویسم و به نوشتن

ادامه می دهم از آن روست که می دانم تو می خوانی.

می دانم تو هستی و تو می بینی

و می شنوی.

می دانم که تو در کنار منی.

شاید نه در فاصله ای نزدیک اما لاقل آنقدر که ... .

اصلا مهم نیست. کافی است لبخندی از تو

و یا حتی گوشه چشمی را در ذهن مرور کنم.

می توانم ساعتها بنویسم و برای همین است

که می گویم اینها همه از سر عاشقی است

+ نوشته شده در  ساعت 9:39 بعد از ظهر  توسط بابک   | 

___ دوباره ببینمت ___

 

مي نويسم براي تويي كه به اميد دوباره ديدنت زنده ام

پس نازنينم زودتر بيا...

امروز نمي دونم از چي بنويسم به دنبال بهونه اي هستم

تا باز هم مثل هميشه از تو بنويسم

ولي هرچه فكر مي كنم بهونه اي به ذهنم خطور نمي كنه

پس بي بهونه مي گم دوستت دارم دلم برات تنگ شده

كاش سرنوشت كمي دست از لجبازي برمي داشت و من باز مي ديدمت

هرچند اگر تمام عمر هم چشمان تو را به نظاره بنشينم براي من كم است

ولي لحظه اي ديدن تو مي تونه دلمو تا مدتي آروم كنه

مي دانم سرنوشت اين بار قصد مغلوب كردن منو داره

ولي فرياد مي زنم كه همه بشنوند اين بار با دفعه قبل فرق داره

مي خوام همه بدونند كه من لذت تنهايي رو

به تمام لذت هاي بدون تنهايي خود ترجيح مي دم

و به قول شاعر : تنهايي گرچه كشنده است واسه من خيلي عزيزه

مي خواهم تنهايي ام را تنها با تو قسمت كنم

تويي كه خود اين تنهايي رو به من هديه دادي

+ نوشته شده در  ساعت 8:15 بعد از ظهر  توسط بابک   | 

__ من امیر اقلیم عشق بودم __

 

ساده و بي سايه

در ويرانه ي دل نشسته ام

چشم براه

و منتظرم

كه اشكي بيايد

باراني ببارد

تا كالبدم را

از فريب عشق بشويد

لا اقل تو مرا بيادت هست

من امير اقليم عشق بودم

********

يك روز باد بي نشان

آهسته و پاورچين

بر سر شاخه هاي شكسته ام وزيد

و بذر آفتاب را

بر مزار دلم پاشيد

دلم آفتابي شد

شگفتم دراقليم عشق

زمستانم بهاري شد

غافل كه جام سرد تقدير

از گرماي عشق ترك خواهد خورد

بيادت هست ؟

من امير اقليم عشق بودم

+ نوشته شده در  ساعت 8:43 بعد از ظهر  توسط بابک   | 

___ تابستونه تابستونه ____

بابا تو رو خدا سلام تو رو جون بابی سلام  چطورین برو بچ خوبین خوشین سلامتین خدا رو شکر  منم خوبم دنیاست دیگه میگذره نباید زیاد جدیش بگیری به قولی دنیا سه روزه  تابستونه انگاری اره بعله تابستونه یه ماهشم گذشت چه زود  خب دیگه عمر ادمه دیگه  میتونید استفاده بکنید یا نه  من که نفهمیدم کی تابستون شروع شد اخرشم تموم میشه من هنوز تو شهر خودم هستم تا یادم نرفته این وبلاگ رو هم بخونید  ××× صبر تلخ ××× وبلاگ یکی از دوستان هستش نمیدونم چرا حس اپ کردن ندارم نمیدونم چرا به نظر شما چرا  ولی یه شعر خوشگل و مامانی میذارم استفاده بکنید

                                           

اگر باد بودم مي وزيدم،

اگر ابر بودم مي باريدم،

اگر مهر بودم مي تابيدم،

اگر خدا بودم مي آفريدم تا بداني دوستت دارم ....

اگر ابر بودي به انتظار اشکت مي نشستم،

اگر مهر بودي در پرتو ات خود را گرم مي کردم،

اگر باد بودي چون برگ خزان خود را بدستت مي سپردم،

اگر خدا بودي به تو ايمان مي آوردم تا بداني دوستت دارم،

اگر هيچ بودي از تو ابر سپيدي مي ساختم،

از تو خورشيد با شکوهي بوجود مي آوردم،

تو را نسيم ملايمي مي کردم

از تو خدايي بزرگ مي ساختم،

تا بداني که فقط تو را دوستت دارم....

دوست دارم

+ نوشته شده در  ساعت 0:36 قبل از ظهر  توسط بابک   | 

...

پریشان

پريشان تر چه مي خواهي؟
از اين آتش
به جز يک مشت خاکستر چه مي خواهي؟
من از اوج نگاه تو به زير پايت افتادم
بيا اين اوج و اين پرواز و اين باور چه مي خواهي؟

منبع

+ نوشته شده در  ساعت 0:47 قبل از ظهر  توسط بابک   | 

___ نفرین نامه ___

الهی که چشمات به راهی بمونه

فقط جغد شومی رو بومت بخونه

الهی که دستات بشه تشنه گل

نمونه تو سختی براتون تحمل

بیاد روزگاری که تنها بمونی

فقط وقت مرگ قدر من و بدونی

الهی تو غربت یه عمری بسوزی

اخ بشی به جاده همش چشم بدوزی

 

الهی که شب هات بشه بی ستاره

کویر خیالت بشه پاره پاره

یکی هم نباشه که حالت بپرسه

بمیری بپوسی توی درد و غصه

در ارزوهات بشه قفل و بسته

بخشکن گلاتون غم دسته دسته

الهی به بستر بیفته عزیزت

پس از مرگ یارت بیادش طبیبت

 

به خدا التماس کردم به خدا التماس کردم

تا عشقت را بر سر راهم قرار دهد

اما کنون از اعماق جان خسته ام فریاد بر می اوردم نفرین قلبم بر تو باد

تو اونی که هر جا قدم بر میداری

همیشه به روی دلی وا میذاری

نخواستی بدونی تو قدر دلم رو

چه اسون شکستی دل قابلم رو

واست گریه من دیگه بی امونه

دل از درد عشقت یه دریایه خونه

خدا شاهدم بود

که دل داده بودم

زیر عشقت من ساده بودم

الهی که چشمات به راهی بمونه

فقط جغد شومی رو بومت بخونه

الهی که دستات بشه تشنه گل

نمونه تو سختی براتون تحمل

بیاد روزگاری که تنها بمونی

فقط وقت مرگ قدر من و بدونی

+ نوشته شده در  ساعت 10:55 بعد از ظهر  توسط بابک   | 

___ قلب اسمان ___

                                     قلب اسمان

اسمان آبي برايم خيلي دور بود.

 با نگاهي عاشقانه نگاهي به اسمان كردم

 با چشمانم كه زيباييها را ديده بود دوردستها را ديدم

 تا شايد عشقي قلبي پناهگاهي بيابم

 ولي اسمان فقط پر ابر خيالي بود

 نه نگاهي به نگاهم افتاد و نه چشمي به چشمم افتاد

 چشمانم از اينهمه ابر خيالي خسته شد

 ناگهان قلبي به رنگ ابي از ميان ابرها درامد

 خيره زيبايي ان شدم

 شايد ان قلب خدا بود و شايد هم فقط خيالي واهي.

 من قلب اسمان را چه واقعي چه خيالي ديدم

 قلب اسمان ابي بود

 ونگاهش به ابي عشق.                                                                                      منبع

+ نوشته شده در  ساعت 0:13 قبل از ظهر  توسط بابک   | 

__ روزگارت همیشه افتابی .... ___

                                       قلب

آن روز که رفتنت ر ا باور کردم
با خود عهد بی تو بودن بستم

اما ، هرگز نتوانستم
تو با من بودی و من گریزان از تو
دلم در آشوب به سر می برد
در چنگ بایدها و نبایدها

این گسستن را نیاموخته بودم هرگز
من هنر عشق ورزیدن را فراموش نکرده بودم هرگز
آن لهیب شوق در من مرده بود اما
مهرو محبت هرگز

حالا فقط برایت آرزو دارم ،
زندگیت سرشار از نغمه های شیرین باشد
روزگارت همیشه آفتابی

+ نوشته شده در  ساعت 0:28 قبل از ظهر  توسط بابک  

__ چشم های تو .... ___

 

                                  چشم های تو

چشمهاي تو تمام باور من بود
چشمهايي با هزاران سخن نهفته و نخوانده

مي خواندم نداي دلت را از فروغ چشمانت

مي نوشتم خط به خط آنرا در پرده ذهنم

ميخواندم بيت بيت آنرا در سكوت تنهاييم

تكرار ميكردم آنرا با نگاه در چشمانت

مي پنداشتم كه حقيقت فكرت را فهميده ام

اما افسوس افسوس كه نميدانستم

چشمها هم دروغ گوياني در پرده اند

كه موذيانه افكار ديگران را مي فريبند

و در پشت پرده بر اين دورويي و نفاق ميخندند

چشمهايم را ميبندم تا نيرنگ نگاهت را نبينم

ميخواهم حقيقت را تجربه كنم

بايد با مداد سياه افكار روشن ذهن را خط بزنم

و چقدر تلخ است سياهي را جانشين روشنايي كردن

ولي من اين كار را كردم

تا بودنت را فراموش كنم

و به نبودنت خو بگيرم

+ نوشته شده در  ساعت 1:18 قبل از ظهر  توسط بابک  

__ کاش اسمان حرف کویر را میفهمید کاش مهتاب با کوچه های تاریک اشنا تر بود ___

                                    
 
 
ای کاش اسمان حرفه کویر را میفهمید و اشک خود را نصیبه گونه هایه او میکرد.

کاش واژه حقیقت ان قدر با لب صمیمی بود که برای بیان کردنش نیازی به شهامت نبود.

کاش دلها ان قدر پاک و خالص بودند  که دعا ها قبل از پایین امدنه دست ها مستجاب میشد.

کاش مهتاب با کوچه هایه تاریک اشنا بود .

وای کاش بهار انقدر مهربان بود که باغ را به دسته خزان نمیداد .

کاش میشد به وسعته دریا دلهایمان را بزرگ کنیم.

+ نوشته شده در  ساعت 1:37 قبل از ظهر  توسط بابک   | 

__بارون ___

 

                                           بارون

شب شده و یک شبه بارونی قشنگ و من دوباره دیوونه شدم.امشب از اون شبهای هست که هزاران نفر به هم فکر میکنن.

ای زیبا ای قشنگ ای زیبا تر از شقایقه وحشی . من تو را از یاد نخواهم برد چون خاطرت برایم عزیز است.

ای زلال ای ای پاک   مثله دریا مثله ماهی هایه قرمزش که عاشق میشن و ساده میمیرن.

من یه دیوونم یه دیوونه ساکت که روز و شب رو سپری میکنه و هیچی نمیگه تا مسخرش نکنن و نگن ای عاشق ای عاشقه دیوونه.

من تو این شبه بارونی تسمه تو رو صدا میزنم تا تو بیای و من رو به رویا ببری به رویائی که هیچ وقت تموم نشه و همیشه باقی باشه.

مثله ماه و ستاره و اسمون اما تو مثله یه خوابه کوتاهی که زود تموم میشی

من و تو مثله دوتا گلیم که میتونیم یه گلزار بشیم . من و تو مثله دو تا قطره هستیم که میتونیم دریا بشیم. و همه قطره ها رو از پاکی پر کنیم.

من تمومه این حرف ها رو تو رویام گفتم تا همش از تو به یادگار بمونه

من تو این شب هایه بارونی اسمه تو رو روی شیشه پنجره مینویسم تا قطره هایه بخار هم بدونن که من عاشقم.

تا وقتی که قطره هایه بخار هم از دیوونگیه من خسته میشن  و خودشون رو ول میکنن

اما من دوباره با نفسهام اونارو گرم میکنم تا اونا دوباره با دیوونگیه من عاشق بشن

+ نوشته شده در  ساعت 2:34 قبل از ظهر  توسط بابک   | 

___ استقلال قهرمان لیگ برتر شد ___

سلام عرض میشه خدمت تموم بروبچ باحال  امیدوار حال همتون خوب باشه منم خوبم فقط خبر مرگ پوپک گلدره واقعا ناراحتم کرد خدا رحمتش کنه  امروز هم در خدمت شما هستم با یه پست جدید و به قولی ورژن جدید  تا یادم نرفته قهرمانی تیم استقلال تهران رو در لیگ برتر کشور رو به همه طرفداران و دست اندرکاران تیم استقلال تبریک میگم استقلال دیروز بازی زیبا و حساب شده ای رو ارائه داد و مستحق پیروزی بود  عکس پایینی از طرف من به تمام هوادارن این تیم

                                   استقلال تهران

در ادامه ورژن جدید عشق یعنی ... رو ارائه میکنم

                                  پروانه تزیینی

عشق یعنی لحظه ای دریا شدن                عشق یعنی با خدا تنها شدن

عشق یعنی حسرت پروانه ها                   عشق یعنی گریه الاله ها

عشق یعنی سوگ و مرگ لاله ها              عشق یعنی شعله پروانه ها

عشق یعنی روح و پرواز صدا                     عشق یعنی نوح و دریای صفا

در پست بعدی جدیدترین و جالبترین کد های جاوا اسکریپ برای وبلاگ رو میذارم موفق باشین

+ نوشته شده در  ساعت 0:29 قبل از ظهر  توسط بابک   | 

__ جمله های متفاوت ___

                                       سلام ملت

خوبین انشا الله  منم خوبم بدک نیستم  بعد از این همه اموزش های بسیار با کلاس کد های جاوا اسکریپ اینا امروز میریم که نکته های باحالی رو بخونیم که به درد همه میخوره دقت بکنید اموزنده هستش

                                                   تزیینی

۱- وقتی با یک  انگشت به کسی اشاره میکنی بیاد داشته باش که سه انگشت دیگه به طرف خودمان است.

۲- اگه به چیزی که دوست داری نرسی هرگز اون چیز رو دوست نداشتی.

۳- به همه عشق بورز به تعداد کمی اعتماد کن و به هیچ کس بدی نکن.

۴-  به مشکهایتان بخندید تا همیشه موضوعی برای خندیدن داشته باشید.

۵- ما ابتدا عادت ها را میسازیم بعد عادتها ما را میسازند.

۶-شکستن قانون غیر ممکن است قانون شکن تنها خودش را میشکند.

۷-شادی هر کسی بستگی به این دارد که در ذهن خود را تا چه اندازه شاد می داند.

۸- مهم نیست که در زندگی بایتان چه اتفاقی می افتد مهم این است که با این رخداد چه میکنید.

۹-اگر برای اینده خود تصمیم نگیرید شخص دیگری این کار را برای شما میکند.

۱۰-هیچ وقت دیر نیست

۱۱- انچه را که در ذهن انسان بتواند تصور کن دستش میتواند به ان برسد.

۱۲- هدفی که مکتوب نشده باشد تنها یک ارزوست.

۱۳- کلید ها همان طوری ه درها را باز میکنند انها را قفل هم میکنند.

۱۴- پیروز شدن یعنی انکه بعد از هر شکست از جای خود بلند شوید.

۱۵- برای رسیدن به جاهایی که هرگز نرسیده اید باید راهایی بروید که هرگز نرفته اید.

۱۶- این که شما درباره خودتان چه فکر میکنیید به مراتب مهم تر از ان است که دیگران درباره شما چی فکر میکنند.

۱۷- به خدا نگویید که مشکلات بزرگی دارید به مشکلات بگویید که خدای بزرگی دارید.

۱۸- عقربه های ساعت کار خودشان را میکنند حتی اگر تو به انها توجه نکنی.

منبع

                                            تزیینی

+ نوشته شده در  ساعت 0:43 قبل از ظهر  توسط بابک   | 

__ عشق یعنی __

                                                   به به سلام علیکم

حالتون خوبه انشا الله این چه وضعشه این بلاگفا یهویی قاط زد باعث شد من دوباره این پست رو بنویسم  داشتم میگفتم که ای بابی بترکی الهی این چه وضعشه بیا اپ کن دیگه وبلاگ داره خاک میخوره  این نظر یکی از دوستان بوده که نقل شد  حالا میریم سراغ پست امشب  عشق یعنی چی اگه گفتیم

عشق یعنی شاعری دلسوخته
عشق
یعنی آتشی افروخته
عشق
یعنی با گلی گفتن سخن
عشق
یعنی خون لاله بر چمن
عشق
یعنی شعله برخرمن زدن
عشق
یعنی رسم دل بر هم زدن
عشق
یعنی یک تیمم، یک نماز
عشق
یعنی عالمی رازو نیاز
عشق
یعنی با پرستو پر زدن
عشق
یعنی آب بر آذر زدن
عشق
یعنی چون محمد پا به راه
عشق
یعنی همچو یوسف قعر چاه
عشق
یعنی بیستون کندن به دست
عشق
یعنی زاهد اما بت پرست
عشق
یعنی همچو من شیدا شدن
عشق
یعنی قطره و دریا شدن
عشق
یعنی یک شقایق غرق خون
عشق
یعنی درد و محنت در درون
عشق
یعنی یک تبلور، یک سرود
عشق یعنی یک سلام و یک درود

این از مطلب عشق الوده من  یه لینک میذارم برای دانلود کردن که خیلی تر و تمیز هستش و فقط و فقط در ۵ ثانیه دانلود میشه و میتونید با این برنامه هر چند تا یاهو مسنجر که دلتون بخواد باز بکنید (همزمان)   یه چیز دیگه هم بگم که این برنامه ویروسی چیزی نیستش میتونید به بابی اعتماد بکنید خودم هم نصبش کردم خیلی اسونه و در چند ثانیه دانلود میشه

                                     کرک یاهو مسنجر 

در اخر هم یه حال اساسی به همتون بدم و برم   گروه ایرونی خانوم ها نیز به راه افتاد این گروه به نوشته وبلاگ نویسان برای خانوم ها با مجوز رسمی برنامه اجرا میکنه

 

+ نوشته شده در  ساعت 11:20 بعد از ظهر  توسط بابک   |